عرضهکننده : علی سلیمی، دانشگاه رازی، مقاله
روان زخم، آسیبی ژرف و ماندگار بر روح و جان انسان، از یک تجربۀ ناخوشایند در زندگی است. در تجربۀ زیستۀ عصر حاضر، حوادث تروماتیک فردی و جمعی به فراوانی رخ می دهد؛ از اینروی بسیاری از نویسندگان، این تجربههای تلخ را دستمایۀ ماجراهای رمان خود قرار دادهاند. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر رویکرد روانزخم، رمان «کلّ شيء بقدر» اثر نویسندۀ الجزایری، اسلام باکلی را بازخوانی نموده است و کوشیده به این پرسش پاسخ گوید که زخمهای پنهان چگونه بر حوادث رمان سایه افکنده و شخصیت اصلی رمان را به گوشهگیری ناخواسته مجبور کرده است. نتایج به دست آمده نشان میدهد که رنج و تأثیرات عمیق ناشی از روانزخم، در قالب رفتارهایی چون گوشهگیری و ترس از حضور در جامعه، ترک تحصیل، احساس گناه و نگرانی از آینده در جایجای حوادث این رمان نمایان است. در مواجهه با این زخمهای جانکاه، نویسنده راههای متعددی را برای التیام و رهایی پیشنهاد میدهد. از جملۀ این راهکارها میتوان به پناه بردن به آغوش شفابخش طبیعت و بهرهگیری از بومدرمانی، توسل به باورهای دینی و معنوی، مطالعۀ آثار ادبی و علمی و همچنین پناه بردن به آغوش خانواده اشاره کرد. این رویکردها، به مثابۀ مسیرهایی برای بازسازی و بازگشت به زندگی، در تار و پود داستان تنیده شدهاند.
مناسب برای :
شناسه محتوا : 413
حجم فایل : 0.55 مگابایت
فرمت فایل : pdf
تعداد بازدید : 4
دریافت اخیر : 0
جهت دریافت فایل ضمیمه ؛ وارد درگاه کاربری خود شوید.